![]() |
وقتي انسان پيرو عقيده خاصي باشد و خود را وامدار منش وبينش سياسي منحصر به فردي بداند؛ خود را ملتزم ميكند كه شرايط و آداب آن مرام را در زندگي فردي و جمعي خود اجرا كند.در كشورهاي توسعه يافته كه جامعه مدني در آنها ريشه دوانده است و احزاب و تشكلهاي غير دولتي، توليد كننده قشر پيشتاز و پيشآهنگِ اجتماع هستند، معمولا خط ومرزها و جهتگيريها بيانگرعيار فهم و درك انسانهايي است كه خود را در آرايش فكري وانديشگي جامع سهيم ميدانند. براي نمونه يك عضو حزب دموكرات مسيحي در آلمان، فردي كمونيست نيست و يا عضو شوراي مركزي حزب سبزها، رياست كارخانه چوببري و ساخت ابزار آلات چوبي را بر عهده ندارد.
متاسفانه كشورهاي جهان سوم به علت محيط تنشزا و ملتهبي كه دردهه ازعمر سياسي آن يا يك انقلاب روي ميدهد و يا كودتاي نظامي، دولت سرهنگان را بر كرسي صدارت مينشاند يا شورشهاي دسته جمعي عامل ناآرامي و هرج ومرج مي شود و بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي درآنها بيداد ميكند؛ عقايد، آرا، آمال و مرامهاي سياسي در ظرفهاي مكاني زماني مختلف به سهولت آب خوردن دگرگون ميشود، كمتر كسي پيدا ميشود كه صاحب ديدگاه خاصي باشد.
علم سياست در كالبد شكافي خيزها و انقلابات سياسي مفهومي به نام ( ترميدور) را عرضه ميكند كه در آن به يك باره موج بلند دگرگونيها فرو مينشيند و مواضع فعالين سياسي 180 درجه تغييير مي كند. طرفداران اقتصاد دولتي، به يك آن عاشقان سينهچاك خصوصي سازي ميشوند يا آنها كه دستي در بنيادگرايي، جزم انديشي و ارتودوكسي داشتهاند، در كسري از ثانيه به آدمهايي تبديل ميشوند كه در حيطه ی زندگي فردي و براي اعضاي خانواده خود هم، بهشت آزادي و دموكرات منشي ميشوند.
بسياري از نظريهپردازان جامعهشناسي سياسي معتقد هستند، كه يكي از دلايل و زمينههاي فرهنگ آلوده استبدادي در ايران، عدم ثبات فكري سياستمداران و تودههاي مردم است. دكتر فريدون آدميت اين بحران را (آشفتگي فكري) مينامد.مردماني كه تا قبل از 28 مرداد سال 1332 طرفدار برنامههاي آزادمردي چون دكتر مصدق بودند و قيام 30 تير آنها زبانزد روشنفكران و انقلابيون و روزنامهنگاران جهان بود، در روز كودتا، وي را تنها گذادند و به ارذل واوباش و تنفروشان بدنام مجال آن را دادند كه يكي از مردميترين دولتهاي تاريخ ايران را سرنگون كنند.