![]() |
نمايشگاه عرضه ي محصولات، جايگاهي براي بروز پديده مصرف زدگي است.مصر ف زدگي نمايانگر طبعي اجتماعي است كه ميل به خريد را درمردم نشان مي دهد. اين كه قدرت خريد مردم تاچه حد است و به چه ميزان مي توان توازن ميان عرضه و تقاضا را در نمايشگاه توزيع محصول به قيمتي پايين تر از نرخ بازار مشاهده كرد؛ نكته اي قابل توجه است. حضور وسيع تود ه ي مردم، دراين گونه مكان ها در هر جايگاه طبقاتي كه باشند و هر ميزان از سرانه ي درآمدها به آنها تعلق داشته باشد؛ امري منحصر به فرد است.
كمي دقيق تر كه مي شوي؛ هجوم توده ها به نمايشگاه هاي توزيع محصولات از تبعات سياست هاي دولت نهم است كه با اتكا به انباشت سرمايه هاي نفتي و با شعار توزيع عادلانه ثروت، صدارت امور ملك را دست گرفته است؛ متاسفانه عملكرد ضعيف اين دولت سبب شده است تاخواستهاي مردم در حد برآورده كردن نيازهاي اوليه متوقف شود و سرمايه هاي مادي و اجتماعي خانواده ها در حد كاميابي هاي بي رونق باشد؛ به اين معنا كه فشارهاي مادي و اقتصادي بنيان خانواده ها را به لحاظ انسجام، تحت شعاع قرارمي دهد و قرباني هاي اين اجتماع آلوده به جزنسل نويني نيستند كه سهم آنها ازآتيه ي ابهام آلود كمتر و كمتر مي شود.
اندوه بزرگ طبقات اجتماعي، كه بر مركب لخت فروپاشي با سرعت غير قابل باور به سوي سراشيبي تباهي و فرو پاشي پيش مي روند؛ اين است که با اين وصف كه از فضاي بغرنج وبي ثبات و معلق، سهم آنها از آينده چيست؟ آيا مصرف بي حد و حساب و غلتيدن در وادي مصرف زدگي خور ه اي براي نابودي تعالي و انديشه ی ايرانيان نخواهد بود؟ خانواده ي ايراني به مثابه ي جيب گشادي شده است كه حضوركالاي بنجل در آن بسيار است و خروجي تفكر و سازندگي بسيار ناچيز...
با اين حساب خيل افسردگاني كه به جامعه افزوده مي شوند خارج از شمار آمارهاي رسمي است. وقتي زحمت و تلاش آدم ها به صورت ملموس در دست آنها نباشد؛ فروخوردگي و عقد ه هاي رواني سبب ساز نوعي بيگانگي با ديگراعضاي جامعه مي شود كه فرد اصولا خود را متعلق به جامعه نمي داند و احساس غريبگي با ديگران مي کند و اگر اين زخم درمان نشود؛ ازدرون پوسيده ايم.